هوش مصنوعی:
این شعر یک نصیحت عاطفی و پدرانه است که در آن شاعر با لحنی دلسوزانه و نگران، خطاب به فردی جوان (احتمالاً پسرش) درباره رفتارها و انتخابهایش صحبت میکند. شاعر از جذابیتهای ظاهری و رفتاری او میگوید، اما هشدار میدهد که این ویژگیها ممکن است باعث غرور یا آسیب به خود و دیگران شود. او تأکید میکند که این جوان برایش بسیار ارزشمند است و از او میخواهد که به زندگی و احساسات دیگران توجه کند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی و اخلاقی است که برای نوجوانان در حال شکلگیری شخصیت مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۷۹ - جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر ۱
دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار تو
حیرانم اندر کار تو بر چه سانی، ای پسر ۲
زرین کمر بالای سر جعدی فروتر از کمر
ره می روی وز جعدتر جان می فشانی، ای پسر ۳
کشتی، اگر دل برکنی، مردم اگر دور افگنی
زیرا که هم جان منی، هم زندگانی، ای پسر ۴
گر هیچ رویی چون سمن، ز آیینه بینی یک سخن
چون تو به روی خویشتن حیران، نمانی ای پسر ۵
بهر چو تو مردافگنی، کردم فدا جان و تنی
گر چه تو قدر چون منی هرگز ندانی، ای پسر ۶
چون نیست صبر از روی تو، هر ساعتی بر بوی تو
چون سگ دوم در کوی تو، گر چه نخوانی، ای پسر ۷
آزرده جانی را مکش، بی خان و مانی را مکش
مسکین جوانی را مکش، تو هم جوانی، ای پسر ۸
خسرو درین بیچارگی دارد سر آوارگی
در کار او یکبارگی نامهربانی، ای پسر ۹
کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر ۱
دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار تو
حیرانم اندر کار تو بر چه سانی، ای پسر ۲
زرین کمر بالای سر جعدی فروتر از کمر
ره می روی وز جعدتر جان می فشانی، ای پسر ۳
کشتی، اگر دل برکنی، مردم اگر دور افگنی
زیرا که هم جان منی، هم زندگانی، ای پسر ۴
گر هیچ رویی چون سمن، ز آیینه بینی یک سخن
چون تو به روی خویشتن حیران، نمانی ای پسر ۵
بهر چو تو مردافگنی، کردم فدا جان و تنی
گر چه تو قدر چون منی هرگز ندانی، ای پسر ۶
چون نیست صبر از روی تو، هر ساعتی بر بوی تو
چون سگ دوم در کوی تو، گر چه نخوانی، ای پسر ۷
آزرده جانی را مکش، بی خان و مانی را مکش
مسکین جوانی را مکش، تو هم جوانی، ای پسر ۸
خسرو درین بیچارگی دارد سر آوارگی
در کار او یکبارگی نامهربانی، ای پسر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۸ - در سینه دارم کوه غم، داند اگر یار این قدر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۰ - صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.