هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند، غمهایش را بپذیرد و او را از این درد و رنج نجات دهد. همچنین، شاعر از مقایسه خود با دیگران و احساس رشک و ناامیدی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از عبارات ممکن است حاوی احساسات شدید و پیچیده باشد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۸۵ - ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار
آفتابی، روی ما در قبله دیدار دار ۱
چون غم و اندوه خالت را فراوان پیشوا
در بلا و فتنه چشمت را هزاران کار دار ۲
رشکم آید ز آنچه غمهایت، دگر یاران خورند
آن همه یک جا کن و پیش من غمخوار دار ۳
ناوکی زن بر دلم کز زحمت خود وا رهم
خویش را بهر دلم یک دم درین پیکار دار ۴
درد دل چون از تو یادم می دهد، مرهم مکن
بر دگر دلها در آویز و دلم افگار دار ۵
من نه آن یارم که دارم پیش تو خود را عزیز
راضیم، خواهی عزیزم دار و خواهی خوار دار ۶
از چو تو هندوی کافر کیش گل چهره ست دنگ
گل به هندستان بود چون برهمن زنار دار ۷
رنگ می آرد کف پایت ز خون چشم من
یک دمی پا را بر این دو دیده خونبار دار ۸
چند گویی نیست بیهوشی مشتاقان زمن
می توانی، خسرو بیچاره را هشیار دار ۹
آفتابی، روی ما در قبله دیدار دار ۱
چون غم و اندوه خالت را فراوان پیشوا
در بلا و فتنه چشمت را هزاران کار دار ۲
رشکم آید ز آنچه غمهایت، دگر یاران خورند
آن همه یک جا کن و پیش من غمخوار دار ۳
ناوکی زن بر دلم کز زحمت خود وا رهم
خویش را بهر دلم یک دم درین پیکار دار ۴
درد دل چون از تو یادم می دهد، مرهم مکن
بر دگر دلها در آویز و دلم افگار دار ۵
من نه آن یارم که دارم پیش تو خود را عزیز
راضیم، خواهی عزیزم دار و خواهی خوار دار ۶
از چو تو هندوی کافر کیش گل چهره ست دنگ
گل به هندستان بود چون برهمن زنار دار ۷
رنگ می آرد کف پایت ز خون چشم من
یک دمی پا را بر این دو دیده خونبار دار ۸
چند گویی نیست بیهوشی مشتاقان زمن
می توانی، خسرو بیچاره را هشیار دار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۴ - گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۶ - ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.