هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های پراحساس، به توصیف عشق و اشتیاق شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از عناصر طبیعی مانند ماه و خورشید، احساسات خود را بیان می‌کند و از فراق و دوری معشوق شکوه می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک عمیق‌تری از ادبیات و شعر کلاسیک دارند.

شماره ۱۰۹۱ - پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر

پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر
شاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر ۱

راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزار
کز پس ماهی بود یک روز پهلوی قمر ۲

هر شبی تا صبح بیدارم به بازی خیال
سر به روی خاک ماندم، چشم بر روی قمر ۳

ای دل، ار خواهی که حلوایی خوری از عید وصل
من حلالت می نمایم، آنگه ابروی قمر ۴

ماه من چاه زنخدان تو شد از خوی پر آب
پاک کن کز وی در آب افگنده گوی قمر ۵

نیکوان خاک تواند، ای ماه، در تو کی رسند؟
کی رسد خاکی که اندازد کسی سوی قمر؟ ۶

گشت پنهان می کنی و منع خسرو بیهده است
زانکه شبگردی نخواهد رفتن از خوی قمر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۰ - ای ترا در زیر هر لب شکرستانی دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۲ - می نیاید چشم من بر آستان او گذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.