هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و نیاز خود به معشوق سخن میگوید. او از رازداری و یادآوری خاطرات معشوق میگوید و از غم و تیرهای غمزههای معشوق شکایت میکند. در پایان، شاعر به عشق به آواز و موسیقی نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و نیاز عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۱۱۴ - ای سرم را به خاک پات نیاز
ای سرم را به خاک پات نیاز
عاشقی را ز سر کنم آغاز ۱
جان ز نازت نمی شکیبد و نیست
چاره ای چون برآمده ست نیاز ۲
گفتی، از من نهاد مکن رازت
کسی شنیدی که من نگفتم راز؟ ۳
یادم آید ز زلف او، ای دل
بازگویی به ما شب است دراز ۴
گوشه می گیرم از کمان تو، لیک
می زند غمزه تو تیرم باز ۵
یک دم، ای بخت، باز روشن کن
چشم محمود را به پای ایاز ۶
خسرو، آواز خوب دارد دوست
کیست کاو نیست عاشق آواز؟ ۷
عاشقی را ز سر کنم آغاز ۱
جان ز نازت نمی شکیبد و نیست
چاره ای چون برآمده ست نیاز ۲
گفتی، از من نهاد مکن رازت
کسی شنیدی که من نگفتم راز؟ ۳
یادم آید ز زلف او، ای دل
بازگویی به ما شب است دراز ۴
گوشه می گیرم از کمان تو، لیک
می زند غمزه تو تیرم باز ۵
یک دم، ای بخت، باز روشن کن
چشم محمود را به پای ایاز ۶
خسرو، آواز خوب دارد دوست
کیست کاو نیست عاشق آواز؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۳ - آراست همه عرصه آفاق به زیور
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۵ - فزون شد عشق جانان روز تا روز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.