هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از تأثیر عمیق معشوق بر دل و جان شاعر مینویسد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند یاقوت لبش و تنگی دهانش یاد میکند و بیان میکند که غم عشق، رازهایی دارد که نمیتوان آنها را آشکار کرد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۱۱۶ - ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
ز من چو دل ربودی رفت جان نیز
که در دل داشت شوقت این و آن نیز ۱
ز یاقوت لبت ما را طمعهاست
کز او زنده ست جان و هم روان نیز ۲
رقیبت را مده دشنام ازان لب
که دل را سخت می آید، روان نیز ۳
سر پا بوس تو تنها نه دل راست
که مشتاق است جان ناتوان نیز ۴
دلی بودم، شد آن پابند زلفت
نمی یابم ازو نام و نشان نیز ۵
تعالی الله چه تنگ است آن دهانت؟
که فکر آنجا نمی گنجد، گمان نیز ۶
غمت، خسرو چه گوید آشکارا
که نتوان گفت راز تو نهان نیز ۷
که در دل داشت شوقت این و آن نیز ۱
ز یاقوت لبت ما را طمعهاست
کز او زنده ست جان و هم روان نیز ۲
رقیبت را مده دشنام ازان لب
که دل را سخت می آید، روان نیز ۳
سر پا بوس تو تنها نه دل راست
که مشتاق است جان ناتوان نیز ۴
دلی بودم، شد آن پابند زلفت
نمی یابم ازو نام و نشان نیز ۵
تعالی الله چه تنگ است آن دهانت؟
که فکر آنجا نمی گنجد، گمان نیز ۶
غمت، خسرو چه گوید آشکارا
که نتوان گفت راز تو نهان نیز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۵ - فزون شد عشق جانان روز تا روز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۷ - گشادی چشم خواب آلود را باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.