هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و غم خود میگوید و از معشوق میخواهد که شراب ننوشد و به جای آن، لبهایش را به او بدهد. او از غم عشق و دوری از معشوق رنج میبرد و احساس میکند که مانند مردهای است که صدایی ندارد. همچنین، از بیتفاوتی دیگران و ناهماهنگی در جهان اطرافش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۱۱۸ - بر جان من شکسته دل باز
بر جان من شکسته دل باز
کردی تو شراب خوردن آغاز ۱
جانا، مخور این قدح که مستی
لب را بزن و به من بده باز ۲
شد نوبت شربت پسینم
جرعه به پیاله من انداز ۳
ما را غم تو ز خلق ببرید
در صحبت دوستان دمساز ۴
پرسی که چگونه ای، چه گویم؟
کز مرده برون نیاید آواز ۵
گویند مرا، برو از ین کوی
دل گم کردم، کجا روم باز؟ ۶
خوش نیست سرود خسروان را
مطرب مست است و چنگ ناساز ۷
کردی تو شراب خوردن آغاز ۱
جانا، مخور این قدح که مستی
لب را بزن و به من بده باز ۲
شد نوبت شربت پسینم
جرعه به پیاله من انداز ۳
ما را غم تو ز خلق ببرید
در صحبت دوستان دمساز ۴
پرسی که چگونه ای، چه گویم؟
کز مرده برون نیاید آواز ۵
گویند مرا، برو از ین کوی
دل گم کردم، کجا روم باز؟ ۶
خوش نیست سرود خسروان را
مطرب مست است و چنگ ناساز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۷ - گشادی چشم خواب آلود را باز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۹ - مبتلا شد چون دل مسکین به زلف یار باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.