هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دردها و رنج‌های عشق و جدایی می‌گوید. او از معشوق شکایت می‌کند که دلش را برده اما هنوز در جانش حضور دارد، دردها داده اما درمانی نکرده است. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند عشق، رنج، آزادی روح و اسارت دل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و اسارت دل نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۱۱۲۴ - دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز ۱

آشکارا سینه ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز ۲

ملک دل کردی خراب از تیغ کین
واندر این ویرانه سلطانی هنوز ۳

هر دو عالم قیمت خود گفته ای
نرخ بالا کن که ارزانی هنوز ۴

خون کس یارب نگیرد دامنت
گر چه در خون ناپشیمانی هنوز ۵

جور کردی سالها چون کافران
بهر رحمت نامسلمانی هنوز ۶

ما ز گریه چون نمک بگداختیم
تو به خنده شکرستانی هنوز ۷

جان ز بند کالبد آزاد گشت
دل به گیسوی تو زندانی هنوز ۸

پیری و شاهد پرستی ناخوش است
خسروا، تا کی پریشانی هنوز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۳ - رویت از خوی همه پر در خوشاب است امروز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۵ - تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.