هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که قادر به بیان مشکلاتش نیست. او از خیال، چشم و غم خود به عنوان تنها همراهانش یاد میکند و از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت دارد. همچنین، شاعر از فرصتهای از دست رفته و بخت ناخوشایند خود مینالد و در نهایت به ناپایداری دنیا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و درونی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و بیان مشکلات شخصی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۱۱۴۳ - مرا کاری ست مشکل با دل خویش
مرا کاری ست مشکل با دل خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش ۱
خیالت داند و چشم من و غم
که هر شب در چه کارم با دل خویش؟ ۲
ز واپس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند، جانا، محمل خویش؟ ۳
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خوش باد راه و منزل خویش ۴
نه من زان گونه در دریا فتادم
که آید کشتنم در ساحل خویش ۵
چه فرصتها که گم کردم درین راه؟
ز بخت خوابناک غافل خویش ۶
کم از جولانی آخر در ره ما؟
چه خسرو خاک کرد آب و گل خویش ۷
که گفتن می نیارم مشکل خویش ۱
خیالت داند و چشم من و غم
که هر شب در چه کارم با دل خویش؟ ۲
ز واپس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند، جانا، محمل خویش؟ ۳
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خوش باد راه و منزل خویش ۴
نه من زان گونه در دریا فتادم
که آید کشتنم در ساحل خویش ۵
چه فرصتها که گم کردم درین راه؟
ز بخت خوابناک غافل خویش ۶
کم از جولانی آخر در ره ما؟
چه خسرو خاک کرد آب و گل خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۲ - تعالی الله، چه دولت داشتم دوش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۴ - دل من برد، نتوان یافت بازش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.