هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی، رنجهای عشق، و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از ناتوانی در یافتن دلربوده، درد جانکندن، و اشک نیاز میگوید و به ستایش معشوق و ابراز عشق خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و مرگ ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۱۴۴ - دل من برد، نتوان یافت بازش
دل من برد، نتوان یافت بازش
که دستی نیست بر زلف درازش ۱
شدم در کندن جان نیم کشته
ز چشم نیم مست و نیم نازش ۲
به من بخشید اجلهای خود، ای خلق
که میرم هر زمان در پیش بازش ۳
چرا محمود از غیرت نمیرد؟
که میرد دیگر پیش ایازش ۴
به کار دوست جان هم نیست محرم
که با بیگانه نتوان گفت رازش ۵
رها کن تا کف پایت ببوسم
پس آنگه شویم از اشک نیازش ۶
شبی خواهم به بالینت شوم شمع
تو در خواب خوش و من در گدازش ۷
دلم افتاد در چوگان زلفش
به بازی گوی دیوانه مسازش ۸
جفاها می کنی بر من، مکن شرم
که شد شرمنده، خسرو زان نوازش ۹
که دستی نیست بر زلف درازش ۱
شدم در کندن جان نیم کشته
ز چشم نیم مست و نیم نازش ۲
به من بخشید اجلهای خود، ای خلق
که میرم هر زمان در پیش بازش ۳
چرا محمود از غیرت نمیرد؟
که میرد دیگر پیش ایازش ۴
به کار دوست جان هم نیست محرم
که با بیگانه نتوان گفت رازش ۵
رها کن تا کف پایت ببوسم
پس آنگه شویم از اشک نیازش ۶
شبی خواهم به بالینت شوم شمع
تو در خواب خوش و من در گدازش ۷
دلم افتاد در چوگان زلفش
به بازی گوی دیوانه مسازش ۸
جفاها می کنی بر من، مکن شرم
که شد شرمنده، خسرو زان نوازش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۳ - مرا کاری ست مشکل با دل خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۵ - دل من چون شود دور از وثاقش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.