هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، فراق و ناامیدی سخن میگوید. او از دلبستگی، بیقراری و رنجهای عشق مینالد و از عقل و پندهای آن دوری میجوید. همچنین، شاعر به مسلمانان یادآوری میکند که به آه عاشقان توجه کنند و از رقیب نامسلمان شکایت دارد. در نهایت، او از ناسازگاری روزگار و بیوفایی معشوق گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۱۵۶ - دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش
دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش
گر خوش است او را بدین بگذار تا می داردش ۱
از که پرسم تا کجا می دارد آن درمانده را؟
ای صبا، از من بپرسی هر کجا می داردش ۲
پند گوید عقل، لیکن کی کند فرمان عقل؟
آنکه بی فرمان او دل در بلا می داردش ۳
ای مسلمانان، ز آه عاشقان یادش دهید
کان رقیب نامسلمان بر بلا می داردش ۴
غمزه جانداری ست آن سلطان خوبان را رفیق
کز پی جان بردن مشتی گدا می داردش ۵
چند ماند جان مسکینی که هر شب تا سحر
همچو بیماران به افسوس و دعا می داردش ۶
سرو را نبود قبا سرو است بالایش، ولیک
بی بلایی نیست آن کاندر قبا می داردش ۷
از اجل نالد همه کس کو کند جان را جدا
من ز بخت خویشتن کز من جدا می داردش ۸
چند گه دیگر نخواهم کرد هم با او وفا
آن همه خوبی که با ما بی وفا می داردش ۹
گر سلامت نیست، باری کم ز دشنامی کزو
گوش خسرو را که در راه صبا می داردش ۱۰
گر خوش است او را بدین بگذار تا می داردش ۱
از که پرسم تا کجا می دارد آن درمانده را؟
ای صبا، از من بپرسی هر کجا می داردش ۲
پند گوید عقل، لیکن کی کند فرمان عقل؟
آنکه بی فرمان او دل در بلا می داردش ۳
ای مسلمانان، ز آه عاشقان یادش دهید
کان رقیب نامسلمان بر بلا می داردش ۴
غمزه جانداری ست آن سلطان خوبان را رفیق
کز پی جان بردن مشتی گدا می داردش ۵
چند ماند جان مسکینی که هر شب تا سحر
همچو بیماران به افسوس و دعا می داردش ۶
سرو را نبود قبا سرو است بالایش، ولیک
بی بلایی نیست آن کاندر قبا می داردش ۷
از اجل نالد همه کس کو کند جان را جدا
من ز بخت خویشتن کز من جدا می داردش ۸
چند گه دیگر نخواهم کرد هم با او وفا
آن همه خوبی که با ما بی وفا می داردش ۹
گر سلامت نیست، باری کم ز دشنامی کزو
گوش خسرو را که در راه صبا می داردش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵۵ - مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵۷ - ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.