هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از جدایی و رنجش معشوق میگوید و حاضر است جان خود را برای بازگرداندن او بدهد. او معشوق را بالاتر از همه چیز میداند و با وجود بیاعتنایی معشوق، همچنان به او عشق میورزد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۶۸ - آنکه از جان دوست تر می دارمش
آنکه از جان دوست تر می دارمش
گر مرا بگذاشت من نگذارمش ۱
دل بدو دارم ز من رنجید و رفت
می دهم جان تا مگر باز آرمش ۲
آنکه در خون دل من خسته است
من دو چشم خویش می پندارمش ۳
قالب بی روح دارم، می برم
تا به خاک کوی او بسپارمش ۴
می دهم جان روز و شب در کوی دوست
گوهری زین بیش اگر در کارمش ۵
روی در پای تو می مالم، مرنج
گر به روی سخت خود می آرمش ۶
گر چه رویش داد بر بادم چو زلف
همچنان جانب نگه می دارمش ۷
گر چه هست او یار من، من یار او
من کجا یارم که گویم یارمش! ۸
هیچ رحمی نیست بر بیمار خویش
آن طبیبی را که من بیمارمش ۹
با دل خود گفتم او را، چیستی؟
گفت خسرو، او گل و من خارمش ۱۰
گر مرا بگذاشت من نگذارمش ۱
دل بدو دارم ز من رنجید و رفت
می دهم جان تا مگر باز آرمش ۲
آنکه در خون دل من خسته است
من دو چشم خویش می پندارمش ۳
قالب بی روح دارم، می برم
تا به خاک کوی او بسپارمش ۴
می دهم جان روز و شب در کوی دوست
گوهری زین بیش اگر در کارمش ۵
روی در پای تو می مالم، مرنج
گر به روی سخت خود می آرمش ۶
گر چه رویش داد بر بادم چو زلف
همچنان جانب نگه می دارمش ۷
گر چه هست او یار من، من یار او
من کجا یارم که گویم یارمش! ۸
هیچ رحمی نیست بر بیمار خویش
آن طبیبی را که من بیمارمش ۹
با دل خود گفتم او را، چیستی؟
گفت خسرو، او گل و من خارمش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۷ - زلف تو هر موی و بادی در سرش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۹ - ای لب چون شکرت چشمه نوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.