خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف زیباییهای باغ و گلهای آن مانند سوری، سمن، ارغوان و نسترن میپردازد. بلبل با آواز خود از باغ تعریف میکند و یوسف گل (نماد زیبایی) باعث روشنایی و جذابیت بیشتر باغ میشود. شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و از تأثیر عمیق این عشق بر خود یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و تصاویر شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۱۹۰ - باغ بشکفت و سوری و سمنش
باغ بشکفت و سوری و سمنش
تازه گشت ارغوان و نسترنش ۱
صفت باغ می کند بلبل
شاخ در شاخ می رود سخنش ۲
یوسف گل رسید و شد روشن
چشم نرگس به بوی پیرهنش ۳
تا کجا باشد آن سمنبر من
کاب و آتش شود گل از سمنش ۴
مهر او ذره ذره کرد مرا
گر چه یک ذره نیست مهر منش ۵
گر به خلقم رسن کند زلفش
بگسلم هم ز زلف چون رسنش ۶
دیده در پیش او کشد خسرو
که بیند به چشم خویشتنش ۷
تازه گشت ارغوان و نسترنش ۱
صفت باغ می کند بلبل
شاخ در شاخ می رود سخنش ۲
یوسف گل رسید و شد روشن
چشم نرگس به بوی پیرهنش ۳
تا کجا باشد آن سمنبر من
کاب و آتش شود گل از سمنش ۴
مهر او ذره ذره کرد مرا
گر چه یک ذره نیست مهر منش ۵
گر به خلقم رسن کند زلفش
بگسلم هم ز زلف چون رسنش ۶
دیده در پیش او کشد خسرو
که بیند به چشم خویشتنش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸۹ - ترک من، سر مکش ز پرده خویش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۱ - رفت دل، نیست روشنم حالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.