هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دلبستگی به معشوق و تلخیهای این عشق مینالد، اما همچنان آرزومند اوست. همچنین، از گذر سریع عمر و دشواری زندگی بدون معشوق شکایت میکند و در پایان به امید بخشش الهی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، رنج، و مرگ است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی پیچیده، درک متن را برای سنین پایینتر سخت میکند.
شماره ۱۲۰۲ - گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش
گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش
ستانم داد این سینه که بی دل داشت یک چندش ۱
ز خوی تلخ او بر لب رسیده جان شیرینم
هنوز این دل که خون بادا به صد جان آرزومندش ۲
خزان دیده نهال خشک بود از روزگار این جا
در آمد باد زلف نیکوان، از بیخ بر کندش ۳
چه جای پند بیهوده دل شرگشته ما را
نه آن دیوانه ای دارم که بتوان داشت در بندش ۴
شتاب عمر من بینی، مبر از دوستان، ناجا
گره بگسل ز تن جان را که دشوارست پیوندش ۵
حیاتم بی تو دشوارست کاین دل بی تو بد خوشد
به جان و زندگانی چون توانم داشت خرسندش ۶
نمی بینم خلاص جان نابخشوده خسرو
مگر بخشایش آرد از کرم کیش خداوندش ۷
ستانم داد این سینه که بی دل داشت یک چندش ۱
ز خوی تلخ او بر لب رسیده جان شیرینم
هنوز این دل که خون بادا به صد جان آرزومندش ۲
خزان دیده نهال خشک بود از روزگار این جا
در آمد باد زلف نیکوان، از بیخ بر کندش ۳
چه جای پند بیهوده دل شرگشته ما را
نه آن دیوانه ای دارم که بتوان داشت در بندش ۴
شتاب عمر من بینی، مبر از دوستان، ناجا
گره بگسل ز تن جان را که دشوارست پیوندش ۵
حیاتم بی تو دشوارست کاین دل بی تو بد خوشد
به جان و زندگانی چون توانم داشت خرسندش ۶
نمی بینم خلاص جان نابخشوده خسرو
مگر بخشایش آرد از کرم کیش خداوندش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰۱ - نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۳ - هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.