هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وفاداری بیحد خود سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است همه چیز، حتی جان خود را در راه معشوق فدا کند. او از درد هجران و عشق نافرجام مینالد و تأکید میکند که هیچ چیز، حتی نصیحت دیگران، نمیتواند او را از این راه بازدارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۳۸ - من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
ز سودای بتان داغ غلامی بر جبین دارم ۱
ز مردن غم ندارم، لیک روزی کز غمت میرم
فراموشت شود از من به عالم غم، همین دارم ۲
فدا کردیم در عشقت دل و دین و ز من مانده
همین جانی که آن هم بهر روز واپسین دارم ۳
مرا گویند کاندر وصل او خوش باش، چون باشم؟
که چون هجران شبان روزی بلایی در کمین دارم ۴
بسی گفتند خسرو را دل از مهر بتان بر کن
سخن نشنوده ام اکنون، نه دل دارم، نه دین دارم ۵
ز سودای بتان داغ غلامی بر جبین دارم ۱
ز مردن غم ندارم، لیک روزی کز غمت میرم
فراموشت شود از من به عالم غم، همین دارم ۲
فدا کردیم در عشقت دل و دین و ز من مانده
همین جانی که آن هم بهر روز واپسین دارم ۳
مرا گویند کاندر وصل او خوش باش، چون باشم؟
که چون هجران شبان روزی بلایی در کمین دارم ۴
بسی گفتند خسرو را دل از مهر بتان بر کن
سخن نشنوده ام اکنون، نه دل دارم، نه دین دارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۷ - به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۹ - نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.