هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیقراری و بیخوابی شبانه خود میگوید و درد عشق و فراق را بیان میکند. او از ساقی میخواهد که به او شراب دهد تا از غم روزگار رهایی یابد. همچنین، از بختِ خوابآلود خود گله میکند و با وجود فراموشی ظاهری، همواره به یاد معشوق است. شعر با تصاویری از جگرسوزی، نالههای مطرب، و میِ گریهآلود همراه است و در نهایت، شاعر به عشق و وفاداری خود به معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق، درد فراق، و اشاره به مصرف شراب است که برای مخاطبان جوان و بزرگسال مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۴۰ - شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
شفا از چشم تو خواهم، عجب بیماریی دارم ۱
همه شب می گزم انگشت حسرت را به دندان من
همین است ار ز شاخ عمر بر خورداریی دارم ۲
الا، ای ساقی فارغ دلان، می هم بدیشان ده
که من با روزگار خویشتن خونخواریی دارم ۳
برو، ای بخت خواب آلود، از پهلوی بیداران
که تو شب کوریی داری و من شب کاریی دارم ۴
جگر بریان و ناله مطرب و می گریه تلخم
بیا مهمان من، جانا که شب بیداریی دارم ۵
به یاد رویت از یاد تو خالی نیستم یک دم
ز تشویش غمت گر چه فرامش کاریی دارم ۶
چو خاک در شدم در زیر پای خود، عزیزم کن
بدان عزت که پیش آستانت خواریی دارم ۷
مرا گویی که دور از چون منی چون زنده می مانی؟
خیالت را بقا بادا که از وی یاریی دارم ۸
به چشمت می کند خسرو، حق آن گر نمی دانی
دروغی هم نمی گویی که مردم ساریی دارم ۹
شفا از چشم تو خواهم، عجب بیماریی دارم ۱
همه شب می گزم انگشت حسرت را به دندان من
همین است ار ز شاخ عمر بر خورداریی دارم ۲
الا، ای ساقی فارغ دلان، می هم بدیشان ده
که من با روزگار خویشتن خونخواریی دارم ۳
برو، ای بخت خواب آلود، از پهلوی بیداران
که تو شب کوریی داری و من شب کاریی دارم ۴
جگر بریان و ناله مطرب و می گریه تلخم
بیا مهمان من، جانا که شب بیداریی دارم ۵
به یاد رویت از یاد تو خالی نیستم یک دم
ز تشویش غمت گر چه فرامش کاریی دارم ۶
چو خاک در شدم در زیر پای خود، عزیزم کن
بدان عزت که پیش آستانت خواریی دارم ۷
مرا گویی که دور از چون منی چون زنده می مانی؟
خیالت را بقا بادا که از وی یاریی دارم ۸
به چشمت می کند خسرو، حق آن گر نمی دانی
دروغی هم نمی گویی که مردم ساریی دارم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۹ - نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۱ - به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.