هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم فراق و دوری معشوق مینالد و اشک میریزد. او در تنهایی و در مکانهای مختلف مانند کوچه و بازار، از درد هجران شکوه میکند و حالتی میان مستی و هوشیاری دارد. شاعر از سوز درونی خود میپرسد و خود را به ابر بهاری تشبیه میکند که بیاختیار میگرید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۲۴۵ - همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
غمت را اندکی می گویم و بسیار می گریم ۱
شبی کاندر حریمت ره نمی یابم به صد زاری
به حسرت می نشینم در پس دیوار می گریم ۲
اگر مردم به مستی، گاه گاهی گریه ای دارند
چه حال است این که من هم مست و هم هشیار می گریم؟ ۳
گهی در خلوت تاریک از هجر تو می نالم
گهی در فرقتت در کوچه و بازار می گریم ۴
چه سوز است این نمی دانم به جان خسرو مسکین؟
که چون ابر بهار اندر سر کهسار می گریم ۵
غمت را اندکی می گویم و بسیار می گریم ۱
شبی کاندر حریمت ره نمی یابم به صد زاری
به حسرت می نشینم در پس دیوار می گریم ۲
اگر مردم به مستی، گاه گاهی گریه ای دارند
چه حال است این که من هم مست و هم هشیار می گریم؟ ۳
گهی در خلوت تاریک از هجر تو می نالم
گهی در فرقتت در کوچه و بازار می گریم ۴
چه سوز است این نمی دانم به جان خسرو مسکین؟
که چون ابر بهار اندر سر کهسار می گریم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۴ - چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۶ - خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.