هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و مستی سخن می‌گوید و حالتی از غلتیدن در عشق و هجران را توصیف می‌کند. او از تلخی‌های هجران و عشق نافرجام می‌نالد و خود را در خون جگر و اشک‌هایش غلتان می‌بیند. تصاویری مانند مروارید غلتان و شکر نیز برای بیان احساساتش به کار می‌برد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و ادبیات کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۲۴۹ - تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم

تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
ز دست لعل تو تا چند در خون جگر غلتم ۱

بغلتم هر زمان در زیر پایت باز برخیزم
چو رویت بنگرم بار دگر از پای در غلتم ۲

چنان گشته ست حال عیش من از تلخی هجران
مگس بر من نیارد شست، اگر اندر شکر غلتم ۳

سرشکم گفت در وقتی که می غلتید بر رویم
چو مروارید غلتانم که بر بالای زر غلتم ۴

به کار عیش در خون دو چشم خویش می غلتم
چه بهتر زان بود خسرو که در کار دگر غلتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۸ - همه شب با دل خود نقش آن دلدار بربندم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۰ - نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.