هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین از عشق و دل‌تنگی سخن می‌گوید. شاعر از دیدن معشوق خود شادمان می‌شود، اما این دیدارها برایش دردناک نیز هست. او از دیوانگی خود در عشق می‌گوید و از ترس از دست دادن معشوق و تغییر چهره‌اش در آینده ابراز نگرانی می‌کند. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که حتی باعث گمراهی دیگران شده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اشارات به دیوانگی و مرگ ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۱۲۵۰ - نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم

نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم
بباید هر زمان جانی که رویت هر زمان بینم ۱

مرا گویند کش چون مردمان بین و مرو از جا
دلم بر جای باید کش به چشم مردمان بینم ۲

بدینسان کامد از روی تو کار من به جان، وانگه
من دیوانه را بر خود نبخشود و همان بینم ۳

اگر من کشتنی گشتم، نمی گویم مکش، ای غم
ولی بگذار چندانی که روی آن جوان بینم ۴

چه حاجت بر دلم نازک، همین بس نیست مرگ من
که گه گه چاشنی از دست آن ناوک کمان بینم ۵

گه جولان نیارم دیدنش از بیم جان، لیکن
چو من بی طاقتم دزدیده در دست و کمان بینم ۶

ز نوروز جوانی گر چه بشکفته ست بستانش
مبادا سبزه پیراهن آن بوستان بینم ۷

دریغا، آن چنان رویی دگر خواهد شدن، یارب
مرا آن روز منمایی که رویش آنچنان بینم ۸

ز خوبان بس که بی دین گشت خسرو، بهترین روزش
بت اندر پیش و زنار مغانش در میان بینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۹ - تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵۱ - چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.