هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناکامی و درد عاشقی است که با وجود تلاش فراوان، به وصال معشوق نرسیده است. شاعر از رنج‌های عشق، نرسیدن به آرزوها و مرگ قبل از رسیدن به مقصود سخن می‌گوید. همچنین، او از سرنوشت محتوم و ناعادلانه زندگی شکایت دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی، همراه با مضامین درد و ناکامی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۱۲۶۷ - جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم

جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم
دل رخنه شد از درد و به درمان نرسیدیم ۱

موریم که گشتیم لگدکوب سواران
در گوشه که بر پای سلیمان نرسیدیم ۲

دنبال دل دوست دویدیم فراوان
بگرفت اجل راه و بدیشان نرسیدیم ۳

در عشق غبار سر زلفش تن خاکی
شد خاک و بدان زلف پریشان نرسیدیم ۴

چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتن
در دام بماندیم و به بستان نرسیدیم ۵

ای باد، سلامی برسانی تو اگر ما
در خدمت آن سرو خرامان نرسیدیم ۶

چه سود که فردا رخ چون عید نمایی؟
کامروز بمردیم و به سامان نرسیدیم ۷

از خون جگر نامه درد تو نوشتیم
بگذشت همه عمر و به جانان نرسیدیم ۸

دل نزل به بیگانه، به خسرو بگوی بس
ما خود سگ کوییم و به مهمان نرسیدیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۶ - ما از هوس روی بتان باز نیاییم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۸ - عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.