هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از عشق و حسرت است که شاعر در آن از عمری عاشقی و دیوانگی، دوری از یاران، و ماندن در ویرانه‌ها و خمخانه‌ها سخن می‌گوید. او از بیگانگی با دل و جان و خرد پس از آمدن عشق، و ماندن در افسانه‌ها و خاکسترهای زندگی می‌نالد. در پایان، شاعر از دیدن پری‌صورتی و دیوانه شدن دوباره یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و حسرت‌آلود است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند تصوف و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۱۲۶۸ - عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم

عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم
در دام چو مرغ از هوس دانه بماندیم ۱

هر مرغ ز باغی و گلی بهره گرفتند
مائیم که چون بوم به ویرانه بماندیم ۲

وقتی دل و جان و خردی همره ما بود
عشق آمد و زیشان همه بیگانه بماندیم ۳

یاران چو فرشته ز خرابات رمیدند
ما چون مگسان بر سر خمخانه بماندیم ۴

در کوی بتان رفت همه عمر، دریغا
چون برهمن پیر به بتخانه بماندیم ۵

ای بخت سیه روی، تو خوش خفت که شبها
ما با دل خود بر سر افسانه بماندیم ۶

خاکستری افتاده نه دم مانده و نه دود
زیر قدم شمع چو پروانه بماندیم ۷

ناگاه پری صورتی اندر نظر آمد
دیدیم در آن صورت و دیوانه بماندیم ۸

خسرو، به زبانها که فتادیم ز زلفش
گویی تو که موییم که در شانه بماندیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶۷ - جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶۹ - صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.