هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و هجران است. او از نداشتن کسی برای درددل شکایت می‌کند و از بی‌تفاوتی دیگران نسبت به رنجش می‌نالد. شاعر از سوختگی دل، بی‌خوابی‌های شبانه، و نبودن همدردی در اطرافیانش سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عاشقانه، و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد.

شماره ۱۲۷۳ - یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟

یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
دل نیست به دستم، سخن جان به که گویم؟ ۱

آه از دل من دود برآرد همه شب، آه
کاین سوختگی غم هجران به که گویم؟ ۲

افسانه من ناخوش و کس محرم آن نیست
اندک نبود، صبر فراوان به که گویم؟ ۳

خونابه پیدا همه بینند خود از چشم
احوال جگر خوردن پنهان به که گویم؟ ۴

دردی ست در این سینه که همدرد شناسند
بیدرد چو باور نکند، آن به که گویم؟ ۵

خوابش نگرم جان به لب آمد که برون ده
من نیم شب آن خواب پریشان به که گویم؟ ۶

دشنام دهد دشمن دشمن و تشنیع زند دوست
چندین شنوم از که و چندان به که گویم؟ ۷

من قصه دهم شرح و ز مستی ننهد گوش
آن زودکش دیر پشیمان، به که گویم؟ ۸

بلبل بکند ناله چو خسرو به سحرگاه
چون نشنود آن سرو خرامان، به که گویم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷۲ - گمراه شدم، ره سوی جانان ز که پرسم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۲۷۴ - هر دم غم خود با دل افگار بگویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.