خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید. او حاضر است جان خود را فدا کند و حتی استخوانهایش را به سگ دربان بدهد. همچنین، او به شاه و خسرو اشاره میکند و نشان میدهد که حاضر است برای او قربانی کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند «استخوان به سگ دربان فرستادن» ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۲۸۷ - به دست باد، کان سو جان فرستم
به دست باد، کان سو جان فرستم
مرا بویی ست آخر آن فرستم ۱
اگر خود تیر بر جانم گشایی
به استقبال تیرت جان فرستم ۲
به کشتن خون بهایم آنقدر بس
که گویی بهر خون فرمان فرستم ۳
همایی چون تو، وانگه استخوانم
بگو تا بر سگ دربان فرستم ۴
اگر گوید، برنجد از طفیلی
سری در خدمت چوگان فرستم ۵
نماند اندر تنم نقدی که بر شاه
خراجی زین ده ویران فرستم ۶
ز تیزی نظر کش نه به شمشیر
که خسرو را به تو قربان فرستم ۷
مرا بویی ست آخر آن فرستم ۱
اگر خود تیر بر جانم گشایی
به استقبال تیرت جان فرستم ۲
به کشتن خون بهایم آنقدر بس
که گویی بهر خون فرمان فرستم ۳
همایی چون تو، وانگه استخوانم
بگو تا بر سگ دربان فرستم ۴
اگر گوید، برنجد از طفیلی
سری در خدمت چوگان فرستم ۵
نماند اندر تنم نقدی که بر شاه
خراجی زین ده ویران فرستم ۶
ز تیزی نظر کش نه به شمشیر
که خسرو را به تو قربان فرستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۶ - شبی در کوی آن مه روی رفتم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸۸ - پری رویی که من حیران اویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.