هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از درد هجران و اسارت در قید مهر معشوق مینالد و از رفیقان میخواهد که او را نجات دهند. همچنین، از ناشنیده ماندن نالههایش و ترس از پایان عمرش در حسرت دوری معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و حسرت ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۲۹۵ - بیا، جانا، که جانت را بمیرم
بیا، جانا، که جانت را بمیرم
وگر میرم به جان منت پذیرم ۱
خلاص من بجویید، ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم ۲
نظر گفتند داری با فقیران
من مسکین نه آخر هم فقیرم ۳
نمی آید به گوشت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفیرم ۴
همی ترسم سرآید عمر خسرو
به درد هجر از حسرت بمیرم ۵
وگر میرم به جان منت پذیرم ۱
خلاص من بجویید، ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم ۲
نظر گفتند داری با فقیران
من مسکین نه آخر هم فقیرم ۳
نمی آید به گوشت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفیرم ۴
همی ترسم سرآید عمر خسرو
به درد هجر از حسرت بمیرم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۴ - لبالب کن قدح ساقی که مستم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۶ - نمی داند مه نامهربانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.