هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از مستی و عشق به می و ساقی سخن میگوید و از لذتهای معنوی و رهایی از ننگ وجود خود مینویسد. او از مستی به عنوان حالتی روحانی یاد میکند و خود را عاشق ساقی و میپرستی میداند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم مرتبط با شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد. همچنین، مضامین عرفانی و عمیق آن برای درک بهتر، به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۲۹۴ - لبالب کن قدح ساقی که مستم
لبالب کن قدح ساقی که مستم
به می ده جملگی اسباب هستم ۱
مرا کن سرخ رو از جرعه خویش
چه میرانی که پیشت خاک بستم؟ ۲
اگر اصحاب عشرت می پرستند
بیا ساقی که من ساقی پرستم ۳
مرا گویند، در مستی چه دیدی؟
که می گویی دل اندر باده بستم ۴
تعالی الله، ازین بهتر چه باشد؟
که از ننگ وجود خود برستم ۵
حد مستی من، ای تیغ، زن، زانک
نه من از می، ز روی خوب مستم ۶
مرا گویی که از کی باز مستی؟
از آن روزی که با خسرو نشستم ۷
به می ده جملگی اسباب هستم ۱
مرا کن سرخ رو از جرعه خویش
چه میرانی که پیشت خاک بستم؟ ۲
اگر اصحاب عشرت می پرستند
بیا ساقی که من ساقی پرستم ۳
مرا گویند، در مستی چه دیدی؟
که می گویی دل اندر باده بستم ۴
تعالی الله، ازین بهتر چه باشد؟
که از ننگ وجود خود برستم ۵
حد مستی من، ای تیغ، زن، زانک
نه من از می، ز روی خوب مستم ۶
مرا گویی که از کی باز مستی؟
از آن روزی که با خسرو نشستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۳ - ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۵ - بیا، جانا، که جانت را بمیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.