هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق خود به سر میبرد. شاعر از جادوی نگاه معشوق، بیقراری خود در عشق، و ناتوانی در بیان غم خود سخن میگوید. او خود را غلام رایگان معشوق میداند و از او میخواهد که رهایش نکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارد.
شماره ۱۳۰۴ - ای روی تو عمر جاودانم
ای روی تو عمر جاودانم
عمری ست که بی تو در فغانم ۱
از نرگس جادوی تو هر روز
پیداست که چیست در نهانم؟ ۲
چون سحر دو چشم تو ببینم
«هذین لساحران » بخوانم ۳
رویت دیدم نکو نکردم
هر بد که کنی سرای آنم ۴
غم خور که ز عاشقی زبونم
می ده که ز بیدلی زبانم ۵
می نالم زار، ازانکه چون نای
بی مغز شده ست استخوانم ۶
در اول عشق رفتم از دست
تا چون شود آخرش، ندانم ۷
بر خاک درت فتاده ماندم
مگذار که هم چنین بمانم ۸
گفتی «غم خود بگو» چه گویم؟
چون کار نمی کند زبانم ۹
نی با تو دمی همی نشینم
نی خاستن از تو می توانم ۱۰
غم خسرو را به هیچ بفروخت
بستان که غلام رایگانم ۱۱
عمری ست که بی تو در فغانم ۱
از نرگس جادوی تو هر روز
پیداست که چیست در نهانم؟ ۲
چون سحر دو چشم تو ببینم
«هذین لساحران » بخوانم ۳
رویت دیدم نکو نکردم
هر بد که کنی سرای آنم ۴
غم خور که ز عاشقی زبونم
می ده که ز بیدلی زبانم ۵
می نالم زار، ازانکه چون نای
بی مغز شده ست استخوانم ۶
در اول عشق رفتم از دست
تا چون شود آخرش، ندانم ۷
بر خاک درت فتاده ماندم
مگذار که هم چنین بمانم ۸
گفتی «غم خود بگو» چه گویم؟
چون کار نمی کند زبانم ۹
نی با تو دمی همی نشینم
نی خاستن از تو می توانم ۱۰
غم خسرو را به هیچ بفروخت
بستان که غلام رایگانم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۳ - من کشته روی یار خویشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۵ - من عاشق آن رخ چو ماهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.