هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را بیگناه میداند اما از غم و فتنهای که عشق به بار آورده شکایت دارد. با وجود فرار از شعلههای عشق، همچنان درگیر آن است و امیدی به زندگی ندارد، مگر اینکه معشوق به او لبخند بزند. شاعر از سوختن جانش به دلیل آههایش میگوید و به سخن معشوق اشاره میکند که صبر او را کمارزش دانسته است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۰۵ - من عاشق آن رخ چو ماهم
من عاشق آن رخ چو ماهم
گو زار مکش که بی گناهم ۱
تاراج غمت شدم که فتنه
زد در شب گیسوی تو راهم ۲
از شعله بسی گریخت پشمم
هم داد ازین نمد کلاهم ۳
در زیستنم نماند امید
ور ماند ترا حیات خواهم ۴
بر من نفسی بخند تا بوک
صبحی دمد از شب سیاهم ۵
پخته نشدم ز عشق هر چند
جان سوخته شد ز دود آهم ۶
گفتی که «گهی نداشت خسرو
آن صبر که بود چند گاهم » ۷
گو زار مکش که بی گناهم ۱
تاراج غمت شدم که فتنه
زد در شب گیسوی تو راهم ۲
از شعله بسی گریخت پشمم
هم داد ازین نمد کلاهم ۳
در زیستنم نماند امید
ور ماند ترا حیات خواهم ۴
بر من نفسی بخند تا بوک
صبحی دمد از شب سیاهم ۵
پخته نشدم ز عشق هر چند
جان سوخته شد ز دود آهم ۶
گفتی که «گهی نداشت خسرو
آن صبر که بود چند گاهم » ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۴ - ای روی تو عمر جاودانم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۶ - ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.