هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربیات خود در مستی و عشق، و از حالات روحی و احساسی خود سخن میگوید. او به گذشتهای اشاره میکند که مسلمان بوده و اکنون خود را گمراه میداند. همچنین از رابطهاش با معشوق و دیوانگی ناشی از عشق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین اشارههایی به مستی و گمراهی دارد که مناسب مخاطبان بالغ است.
شماره ۱۳۱۰ - امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
چمعم که باری یک شبی مست و پریشان بوده ام ۱
در جمع خوبان بوده ام، گر بر تنی عاشق شدم
عیبم مکن، ای پارسا، در کافرستان بوده ام ۲
گر من اسیر بت شدم، ای پارسا، عیبم مکن
آخر من گمراه هم روزی مسلمان بوده ام ۳
با او بدم شب وین زمان در خود گمم، یعنی دلا
من آن گدایی ام که شب بر خوان سلطان بوده ام ۴
پرسی که «با من بوده ای وقتی و غمها خورده ام »
دور از تو اکنون مرده ام آن روز با جان بوده ام ۵
گفتی که «در دامان من خود را شناس و دست زن »
عمری که از شرمندگی سر در گریبان بوده ام ۶
شد خسرو عشقم بلا، زین پس من و دیوانگی
رفت آنکه وقتی عقل را در بند فرمان بوده ام ۷
چمعم که باری یک شبی مست و پریشان بوده ام ۱
در جمع خوبان بوده ام، گر بر تنی عاشق شدم
عیبم مکن، ای پارسا، در کافرستان بوده ام ۲
گر من اسیر بت شدم، ای پارسا، عیبم مکن
آخر من گمراه هم روزی مسلمان بوده ام ۳
با او بدم شب وین زمان در خود گمم، یعنی دلا
من آن گدایی ام که شب بر خوان سلطان بوده ام ۴
پرسی که «با من بوده ای وقتی و غمها خورده ام »
دور از تو اکنون مرده ام آن روز با جان بوده ام ۵
گفتی که «در دامان من خود را شناس و دست زن »
عمری که از شرمندگی سر در گریبان بوده ام ۶
شد خسرو عشقم بلا، زین پس من و دیوانگی
رفت آنکه وقتی عقل را در بند فرمان بوده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۹ - مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۱ - اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.