هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاری سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است برای دیدار معشوق و وصال او جان خود را فدا کند. او از رنجهای عشق و حسادت به دیگران میگوید و خود را آمادهی مرگ در راه معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای مستقیم به مرگ و فداکاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۱۱ - اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
با من که خواهد آمدن، بر جان سپردن می روم ۱
من می روم تا بنگرم، چند است کشته بر درش
خود را میان کشتگان بهر شمردن می روم ۲
چون دیگران می می خورند از ساغر وصل تو،من
زین غصه سوی میکده خونابه خوردن می روم ۳
میدان وصلت، ای پسر، جان می دهند، گو می برند
من نیز از سر خاستم، چون گوی بردن می روم ۴
بر کشتن خسرو مگر دارد شه من آرزو
جان بر کف اکنون بر درش من بهر مردن می روم ۵
با من که خواهد آمدن، بر جان سپردن می روم ۱
من می روم تا بنگرم، چند است کشته بر درش
خود را میان کشتگان بهر شمردن می روم ۲
چون دیگران می می خورند از ساغر وصل تو،من
زین غصه سوی میکده خونابه خوردن می روم ۳
میدان وصلت، ای پسر، جان می دهند، گو می برند
من نیز از سر خاستم، چون گوی بردن می روم ۴
بر کشتن خسرو مگر دارد شه من آرزو
جان بر کف اکنون بر درش من بهر مردن می روم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۰ - امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۲ - از غمزه ناوک زن شدی، آماج گاهت دل کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.