هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او از درد فراق و بیوفایی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که چگونه دل و جانش را در راه عشق فدا کرده است. همچنین، در بخشی از شعر، گفتوگویی بین شاعر و معشوق درباره عشق و فداکاری مطرح میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و توضیح دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۳۱۲ - از غمزه ناوک زن شدی، آماج گاهت دل کنم
از غمزه ناوک زن شدی، آماج گاهت دل کنم
هر روز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم ۱
دل رفت و جان هم می رود، گویی که بی ما خوش بزی
گیرم که هر کس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟ ۲
جو جو ببرم خوش را از تیغ بر خاک درت
تا خوشه مهرم دهد، تخم وفا در گل کنم ۳
حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شبهای غم
بد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم ۴
دی گفت صید جان کنم، گفتم «چه داری از عمل؟»
گفتا که «ترک کافرم، هر سو شکار دل کنم » ۵
گفتم که «خلق از دیدنت جان می دهد، باری بکش »
گفتا «نمی باید مرا چندان کسان بسمل کنم » ۶
گویند، خسرو، میل کن بر دیگران زان بی وفا
جان و دلم بردی، که را بر دیگران مایل کنم؟ ۷
هر روز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم ۱
دل رفت و جان هم می رود، گویی که بی ما خوش بزی
گیرم که هر کس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟ ۲
جو جو ببرم خوش را از تیغ بر خاک درت
تا خوشه مهرم دهد، تخم وفا در گل کنم ۳
حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شبهای غم
بد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم ۴
دی گفت صید جان کنم، گفتم «چه داری از عمل؟»
گفتا که «ترک کافرم، هر سو شکار دل کنم » ۵
گفتم که «خلق از دیدنت جان می دهد، باری بکش »
گفتا «نمی باید مرا چندان کسان بسمل کنم » ۶
گویند، خسرو، میل کن بر دیگران زان بی وفا
جان و دلم بردی، که را بر دیگران مایل کنم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۱ - اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۳ - بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.