هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام مینالد. او از شبهای بیقراری، اشکهای بیپایان و جستوجوی بیفرجام معشوق میگوید. تصاویری مانند سوختن با شمع، افتادن در موج خون و مقایسه خود با نقطهای پیش از خط، عمق غم و اندوه او را نشان میدهد. در نهایت، آرزوی دیدار معشوق را دارد اما خود را محکوم به بدبختی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۱۷ - یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم ۱
چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازان
رو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم ۲
دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشم
هر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم ۳
چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخش
زان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم ۴
هر سو به جست و جوی او چون آب می گردم روان
در پای آن سرو سهی هر جا که یابم، اوفتم ۵
با غمزه گو تا زان کمان تیری زند بر جان من
باشد به فتراک تو زان ابروی پر خم اوفتم ۶
خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار
بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم ۷
بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم ۱
چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازان
رو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم ۲
دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشم
هر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم ۳
چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخش
زان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم ۴
هر سو به جست و جوی او چون آب می گردم روان
در پای آن سرو سهی هر جا که یابم، اوفتم ۵
با غمزه گو تا زان کمان تیری زند بر جان من
باشد به فتراک تو زان ابروی پر خم اوفتم ۶
خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار
بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۶ - خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۸ - باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.