هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه عمیق خود سخن میگوید و احساس تنهایی و بیپناهی را بیان میکند. او از گریههای بیپایان، آرزوی همدردی، و تمایل به رسیدن به آرامش حتی در مرگ میگوید. همچنین، اشارههایی به عشق و فداکاری (مانند فرهاد) دارد و از دردهای عاطفی و روحی خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، اشارههایی به مرگ و رنجهای روحی وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۳۱۸ - باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
دامان عصمت بردرم، وز پرده بیرون اوفتم ۱
غمهای خود گویم که آن همدرد را باور شود
گر من به محشر ناگهان پهلوی مجنون اوفتم ۲
سیاره دولت مرا، گر پایه بر گردون برد
بهر زمین بوس درت از اوج گردون اوفتم ۳
چون قرعه گردم هر شبی پهلو به پهلو تا مگر
وقتی به زیر پای تو زین فال میمون اوفتم ۴
این گریه گویی روغن است از بهر سوزاک دلم
کافزون شود شعله مرا، گر خود به جیحون اوفتم ۵
خواب اجل می آیدم، لابد همی آید، چو من
بر بالش غم سر نهم بر بستر خون اوفتم ۶
در محنت آباد دلم، خسرو، نمی گنجد غمش
فرهادوار اکنون مگر در کوه و هامون اوفتم ۷
دامان عصمت بردرم، وز پرده بیرون اوفتم ۱
غمهای خود گویم که آن همدرد را باور شود
گر من به محشر ناگهان پهلوی مجنون اوفتم ۲
سیاره دولت مرا، گر پایه بر گردون برد
بهر زمین بوس درت از اوج گردون اوفتم ۳
چون قرعه گردم هر شبی پهلو به پهلو تا مگر
وقتی به زیر پای تو زین فال میمون اوفتم ۴
این گریه گویی روغن است از بهر سوزاک دلم
کافزون شود شعله مرا، گر خود به جیحون اوفتم ۵
خواب اجل می آیدم، لابد همی آید، چو من
بر بالش غم سر نهم بر بستر خون اوفتم ۶
در محنت آباد دلم، خسرو، نمی گنجد غمش
فرهادوار اکنون مگر در کوه و هامون اوفتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۷ - یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۹ - دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.