هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به یادآوری لحظات عاشقانه و مستی از وصال معشوق میپردازد و از دوری و فراموشی شکوه میکند. او از روزهای خوشی میگوید که در کنار معشوق بوده و از عطر زلفش لذت میبرده است. همچنین، به یادآوری حقشناسی و وفاداری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۳۴۰ - یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
وز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم ۱
مست آن ذوقم که در دور خمار چشم او
زان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم ۲
آخر، ای جان، یاد کن یک شب ز دور افتادگان
روزی آخر با تو من حق سلامی داشتم ۳
روزها می خواهم آن شب کز عبیر زلف او
چون نسیم صبحدم مشکین مشامی داشتم ۴
این سرافرازی کجا یابم من کوتاه دست؟
کز هواداری سرو خوش خرامی داشتم ۵
یاد خسرو گر فراموشت ز نام و ننگ شد
این قدر باری بگو «وقتی غلامی داشتم » ۶
وز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم ۱
مست آن ذوقم که در دور خمار چشم او
زان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم ۲
آخر، ای جان، یاد کن یک شب ز دور افتادگان
روزی آخر با تو من حق سلامی داشتم ۳
روزها می خواهم آن شب کز عبیر زلف او
چون نسیم صبحدم مشکین مشامی داشتم ۴
این سرافرازی کجا یابم من کوتاه دست؟
کز هواداری سرو خوش خرامی داشتم ۵
یاد خسرو گر فراموشت ز نام و ننگ شد
این قدر باری بگو «وقتی غلامی داشتم » ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۹ - خرم آن روزی که من با دوست کاری داشتم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۱ - دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.