هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و وصال معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از دوری و فراق رنج می‌برد، اما در نهایت به وصال می‌رسد و آرامش می‌یابد. همچنین، شاعر از فداکاری و عشق بی‌حد خود به معشوق می‌گوید و تمایل خود را برای خدمت به او اعلام می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و وصال ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.

شماره ۱۳۴۳ - این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم

این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
پهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم ۱

دور دور از آفتاب روی او می سوختم
گشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم ۲

وصل او از بس که باد شادی اندر من دمید
من نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم ۳

شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراق
رفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم ۴

از پی دیدن همه رو چشم گشتم همچو شمع
وز برای شمع چون آتش همه تن رو شدم ۵

چندیم بگذار، چون دیدن رها کردی به باغ
مردنم بگذار، چون با زیستن بدخو شدم ۶

مرد دوری نیستم، گر خود دل شیرم دهند
خسروا، دل ده که من زین پس سگ این کو شدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۲ - من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۴ - باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.