هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق شنیدن سخنان معشوق و درد فراق میگوید. شاعر از عشق و مستی معشوق میسراید و از رنج دوری و سوختن در آتش عشق شکوه میکند. در پایان، با اشاره به خسرو و وصال، امید به دیدار معشوق را بیان میدارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۵۳ - ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم ۱
مست آیی تو و پس گویی «از هوش مرو»
باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم ۲
می خلی روز و شب اندر دل آزرده من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم؟ ۳
وه که از دود جگر این تن چون کاه بسوخت
تا کی این آتش افروخته خس پوش کنم! ۴
ای خردمند، در این گوشه سخنهای کسی ست
کی توانم که سخنهای تو در گوش کنم؟ ۵
کیست خسرو که عنان گیر تو گردد به وصال؟
لیکن ار حکم کنی غاشیه بر دوش کنم ۶
چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم ۱
مست آیی تو و پس گویی «از هوش مرو»
باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم ۲
می خلی روز و شب اندر دل آزرده من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم؟ ۳
وه که از دود جگر این تن چون کاه بسوخت
تا کی این آتش افروخته خس پوش کنم! ۴
ای خردمند، در این گوشه سخنهای کسی ست
کی توانم که سخنهای تو در گوش کنم؟ ۵
کیست خسرو که عنان گیر تو گردد به وصال؟
لیکن ار حکم کنی غاشیه بر دوش کنم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۲ - فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۴ - پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.