خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه از فرخی سیستانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و دردهای عاشقانه است. او از دوری معشوق، ناله‌هایش، و بی‌قراری‌هایش می‌گوید و آرزو می‌کند که دوباره به وصال برسد. همچنین، اشاراتی به رنج‌های روحی و تنهایی شاعر دارد.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و تنایی نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۵۲ - فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم

فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
تو مرا جانب خود خوانی و من ناز کنم ۱

چند گویی که «تو می نال که من می شنوم »
این نه چنگ است که پیش تو چو مه ساز کنم ۲

سالها شد که نیابم خبر و در کویت
دل بیرون شده را آیم و آواز کنم ۳

باغبانا، ز تو گه گه بود ار فرمانم
بلبلم بر سر خود آیم و پرواز کنم ۴

بهر دلبستگی، ای دوست، ره بد بگذار
این گره من نتوانم که دگر باز کنم ۵

خلق از صحبت من غمزده گشتند، از آنک
هر کجا شینم و غمهای خود آغاز کنم ۶

ابر را مایه کم آید گه باریدن آب
گرنه در گریه خون با خودش انباز کنم ۷

دل به قلب زدن برد به یک داو وکنون
جان هم اندر سر آن چشم دغاباز کنم ۸

خسروا، جان و دل و تن ز تو بیگانه شدند
دیگران را، چه غم، ار محرم این راز کنم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۱ - ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۳ - ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.