خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از بیان صریح عشق خود اجتناب میکند، اما به تماشای معشوق میآید و از تأثیرات نگاه و رفتار معشوق بر خود میگوید. شاعر همچنین به وعدههای معشوق اشاره میکند و ترس از عدم وفاداری او را بیان میدارد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و روابط انسانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۵۴ - پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
ور کنم نیز یقین دان که به عمدا نکنم ۱
به تماشای رخ چون گل تو می آیم
ور بگویی، به چمن پیش تماشا نکنم ۲
آنچه بر من لب تو می کند، ای جان، من نیز
می تتوانم که کنم بر لبت، اما نکنم ۳
تا بگویم که فلان در دل من دارد جای
خویشتن را به دل هیچ کسی جا نکنم ۴
تو همه خون کنی از غمزه و من آه کنم
پس بگویی «مکن » ای شوخ، مکن تا نکنم ۵
دوش گفتی که وفایی بکنم، ترسم، ازآنک
ناگهان در دلت آید که «کنم یا نکنم » ۶
بوسه ای چند بگفتی که ترا خواهم داد
گر به خسرو ندهی، بیش تقاضا نکنم ۷
ور کنم نیز یقین دان که به عمدا نکنم ۱
به تماشای رخ چون گل تو می آیم
ور بگویی، به چمن پیش تماشا نکنم ۲
آنچه بر من لب تو می کند، ای جان، من نیز
می تتوانم که کنم بر لبت، اما نکنم ۳
تا بگویم که فلان در دل من دارد جای
خویشتن را به دل هیچ کسی جا نکنم ۴
تو همه خون کنی از غمزه و من آه کنم
پس بگویی «مکن » ای شوخ، مکن تا نکنم ۵
دوش گفتی که وفایی بکنم، ترسم، ازآنک
ناگهان در دلت آید که «کنم یا نکنم » ۶
بوسه ای چند بگفتی که ترا خواهم داد
گر به خسرو ندهی، بیش تقاضا نکنم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۳ - ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۵ - من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.