هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد عشق یکسویه و ناامیدی شاعر از بیتوجهی معشوق است. شاعر از بیمهری معشوق، سنگدلی او و ناتوانی خود در جلب توجهش شکایت میکند و از باد و پیاله نیز برای انتقال پیامش کمک میخواهد، اما همه راهها بسته به نظر میرسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'می' و 'پیاله' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳۵۷ - التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
این چنین ملتفتم می نگذارد، چه کنم؟ ۱
سوده شد بر صفت سرمه تن سنگینم
هیچم آن شوخ چو در چشم نیارد، چه کنم؟ ۲
هر پیاله که ز می بر لب او نوش کنم
گر بود چشمه حیوان نگذارد، چه کنم؟ ۳
باد را گفتم «پیغام من او را بگذار»
آن قدم سخت سبک چون نگذارد، چه کنم؟ ۴
برگ کاهی شدم از کاهش بسیار و مرا
باد زلفش به خسی هم نشمارد، چه کنم؟ ۵
زلف او در سر هر موی جفایی دارد
وز وفا یک سر مو نیز ندارد، چه کنم؟ ۶
گویدم چشم تو چندین ز چه می بارد خون
هم نخواهم که ببارد، چو ببارد، چه کنم؟ ۷
می کشد هر دم از اندیشه خود خسرو را
یک دم اندیشه به خود می نگمارد، چه کنم؟ ۸
این چنین ملتفتم می نگذارد، چه کنم؟ ۱
سوده شد بر صفت سرمه تن سنگینم
هیچم آن شوخ چو در چشم نیارد، چه کنم؟ ۲
هر پیاله که ز می بر لب او نوش کنم
گر بود چشمه حیوان نگذارد، چه کنم؟ ۳
باد را گفتم «پیغام من او را بگذار»
آن قدم سخت سبک چون نگذارد، چه کنم؟ ۴
برگ کاهی شدم از کاهش بسیار و مرا
باد زلفش به خسی هم نشمارد، چه کنم؟ ۵
زلف او در سر هر موی جفایی دارد
وز وفا یک سر مو نیز ندارد، چه کنم؟ ۶
گویدم چشم تو چندین ز چه می بارد خون
هم نخواهم که ببارد، چو ببارد، چه کنم؟ ۷
می کشد هر دم از اندیشه خود خسرو را
یک دم اندیشه به خود می نگمارد، چه کنم؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۶ - بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۸ - هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.