هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و درد عشق یکسویه است. شاعر از بیقراری و امیدواریهای بیپاسخ در عشق میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند فداکاری (مانند فرهاد)، بازیهای عشقی و التماس برای توجه معشوق، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق یکطرفه و درد عشقی ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۱۳۶۰ - بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
سهل آنست که تا چند به جانی بزیم ۱
رخصت زیستنم نیست ز چشم تو، ولی
گر دهد غمزه شوخ تو امانی، بزیم ۲
چو دهان تو یقین نیست، رها کن بازی
چند گاهی که توانم به گمانی بزیم ۳
دست ده بر دهن خویش به بوسی تو مرا
مگر از لطف تو دستی به دهانی بزیم ۴
خسروم، لیک چو فرهاد شدم کشته عشق
گر بگویی که چگونه ست فلانی بزیم ۵
سهل آنست که تا چند به جانی بزیم ۱
رخصت زیستنم نیست ز چشم تو، ولی
گر دهد غمزه شوخ تو امانی، بزیم ۲
چو دهان تو یقین نیست، رها کن بازی
چند گاهی که توانم به گمانی بزیم ۳
دست ده بر دهن خویش به بوسی تو مرا
مگر از لطف تو دستی به دهانی بزیم ۴
خسروم، لیک چو فرهاد شدم کشته عشق
گر بگویی که چگونه ست فلانی بزیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۹ - سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۱ - بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.