هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود به معشوقه‌ای زیبا و دلربا سخن می‌گوید. او با توصیف زیبایی‌ها و ویژگی‌های معشوق، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و از مستی عشق و خدمت به معشوق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به می‌نوشی و خمار دارد که نشان‌دهنده‌ی فضای عاشقانه و گاه مستانه‌ی شعر است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و اشاره‌هایی به می‌نوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق احساسات و مفاهیم ادبی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۶۷ - مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارم

مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارم
بلبلم، این همه افغان ز بهاری دارم ۱

نازنینی ست که بهرش دل و دین می بازم
خوبرویی ست که با او سرو کاری دارم ۲

مست دلدارم اگر می نبود، ورنه از آنک
ساقی سر و قدی لاله عذاری دارم ۳

هر که پرسید که «تو دل سوی فلانی داری »؟
هیچ منکر نشوم، گویمش «آری دارم » ۴

می روم غاشیه بر دوش غبار آلوده
چه کنم خدمت دیوانه سواری دارم؟ ۵

بامدادانش گرفتم که بیا می نوشیم
گفت بگذار بخسپم که خماری دارم » ۶

خسروا، خدمت خوبان کنم از دیده،از آنک
هر چه دارم من بیچاره ز یاری دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۶ - می گذشتی و به سویت نگران می دیدم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۸ - گر چه از عقل و دیده و جان برخیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.