خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد دل شاعر درباره عشق، رنجهای عشقی و وابستگیهای روحی سخن میگوید. شاعر از دل شکسته، گرههای عشق، رنجهای بیپایان و وابستگی به معشوق میگوید و در نهایت به عروج روحانی و پیوند با عالم معنا اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن احساسی سنگین، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۱۳۷۱ - دل صد پاره که صد جا گرهش بر بستم
دل صد پاره که صد جا گرهش بر بستم
نقد عشقی است که در هر گرهی در بستم ۱
جز به خون جگر این چشم گهی بسته نشد
حاصل این بود که من از دل خود بربستم ۲
دلم از خوی بد خویش به زنجیر افتاد
تهمت بیهده بر زلف معنبر بستم ۳
دل من بسته زلفی شد و نگشاید باز
که گشاید که هم از خون گرهش در بستم! ۴
زی خرابات، شدم گفت سبوکش، میزن
سر به دیوار که من میکده را در بستم ۵
من که پا تابه همت کنم از اطلس چرخ
افسر جم نگر این ژنده که بر سر بستم ۶
خسروا، عشق در آمد به دلم، مژده ترا
که به دم شهپر جبریل منور بستم ۷
نقد عشقی است که در هر گرهی در بستم ۱
جز به خون جگر این چشم گهی بسته نشد
حاصل این بود که من از دل خود بربستم ۲
دلم از خوی بد خویش به زنجیر افتاد
تهمت بیهده بر زلف معنبر بستم ۳
دل من بسته زلفی شد و نگشاید باز
که گشاید که هم از خون گرهش در بستم! ۴
زی خرابات، شدم گفت سبوکش، میزن
سر به دیوار که من میکده را در بستم ۵
من که پا تابه همت کنم از اطلس چرخ
افسر جم نگر این ژنده که بر سر بستم ۶
خسروا، عشق در آمد به دلم، مژده ترا
که به دم شهپر جبریل منور بستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۰ - دل آواره به جایی ست که من می دانم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۲ - سبزه ها نو می دمد بیرون رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.