خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد جدایی و هجران مینالد و بیان میکند که چگونه میتواند با این درد کنار بیاید. او از عشق و مستی عشق سخن میگوید و از پارسایی و عقل نیز یاد میکند. در نهایت، از بیوفایی و غرق شدن در دریای عشق صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد جدایی و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۷۶ - باز با درد جدایی چون کنم؟
باز با درد جدایی چون کنم؟
باز با هجر آشنایی چون کنم؟ ۱
دل ز جان چون بر کنم روز وداع
ترک آن ترک ختایی چون کنم ۲
عقل گوید «پارسایی پیشه کن »
مست عشقم، پارسایی چون کنم؟ ۳
گفتمش روز وداع دوستان
گر به زودی باز نایی، چون کنم؟ ۴
گفت «کای مستغرق دریای عشق
خسروم من، بی وفایی چون کنم؟» ۵
باز با هجر آشنایی چون کنم؟ ۱
دل ز جان چون بر کنم روز وداع
ترک آن ترک ختایی چون کنم ۲
عقل گوید «پارسایی پیشه کن »
مست عشقم، پارسایی چون کنم؟ ۳
گفتمش روز وداع دوستان
گر به زودی باز نایی، چون کنم؟ ۴
گفت «کای مستغرق دریای عشق
خسروم من، بی وفایی چون کنم؟» ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۵ - در فراقت زندگانی چون کنم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۷ - بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.