خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر عشق و علاقهی شدید شاعر به معشوق است که با وجود بیتفاوتی و حتی طرد شدن از سوی معشوق، همچنان در عشق او گرفتار است. شاعر از فقر و درویشی خود نیز سخن میگوید و این موضوع را در تضاد با عشقش به معشوق قرار میدهد.
متن حاوی مفاهیم عاشقانهی عمیق و همچنین اشاراتی به فقر و درویشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از برخی استعارهها و کنایهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۷۷ - بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
من به عشقت برنیایم، چون کنم؟ ۱
لاف عشقت می زنم، جانا، ولی
پس فقیر بینوایم، چون کنم؟ ۲
گفتی «از کویم برو، بیگانه باش »
با سگانت آشنایم، چون کنم؟ ۳
سر به شاهان در نمی آرد حریف
من که درویش و گدایم، چون کنم؟ ۴
روزگاری شد که از لعل لبش
کشته یک مرحبایم، چون کنم؟ ۵
خسرو بیچاره می گوید به صدق
«عاشق روی شمایم، چون کنم؟» ۶
من به عشقت برنیایم، چون کنم؟ ۱
لاف عشقت می زنم، جانا، ولی
پس فقیر بینوایم، چون کنم؟ ۲
گفتی «از کویم برو، بیگانه باش »
با سگانت آشنایم، چون کنم؟ ۳
سر به شاهان در نمی آرد حریف
من که درویش و گدایم، چون کنم؟ ۴
روزگاری شد که از لعل لبش
کشته یک مرحبایم، چون کنم؟ ۵
خسرو بیچاره می گوید به صدق
«عاشق روی شمایم، چون کنم؟» ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۶ - باز با درد جدایی چون کنم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۸ - میزنی تو غمزه، من جان می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.