هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد هجران، عشق و ارادت به معشوق است. شاعر از رنج‌های عشق، بی‌خوابی‌های شبانه و امید به دیدار معشوق سخن می‌گوید و از زبان تصاویر زیبا مانند کعبه و سگ، برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۳۸۰ - دوش رخ بر آستانش سوده ام

دوش رخ بر آستانش سوده ام
گرد دولت را بر او اندوده ام ۱

جان بهانه جوی و می بینم رخت
بین که من بر خود چه نابخشوده ام! ۲

از درت سنگی زدندم نیم شب
سگ گمان بردند و آن من بوده ام ۳

درپذیر، ای کعبه، چو مردم به راه
گر نکردم حج، رهی پیموده ام ۴

کشت هجرم، خونبهایم این بس است
کاین قدر گویی که من فرسوده ام ۵

دیدنت روزی به خوابم هم مباد
که شبی در هجر تو نغنوده ام ۶

مستی خون خوردن است این در سرم
تو همی دانی که خواب آلوده ام ۷

دل بسی جان می کند با من به عشق
در تب غمهاش از آن افزوده ام ۸

ازتری خواهد چکیدن، گوییا
آن لبان لعل کش بستوده ام ۹

غم بکشت و پرسیم، خسرو، چه حال؟
شکر کز لطف تو بخت آسوده ام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۹ - راز دل پوشیده با جانان برم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۱ - هر شبی با گریه های خود خوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.