هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و مستی سخن می‌گوید، توبه‌اش را می‌شکند و به عشق و شراب روی می‌آورد. او از درد عشق، گریه‌های خونین و زندگی سخت خود می‌گوید و عشق را بالاتر از ایمان می‌داند. در نهایت، خود را بلبلی اسیر در دام عشق معرفی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌هایی به شراب و مستی دارد که مناسب گروه‌های سنی بالاتر است.

شماره ۱۳۸۲ - توبه دیرینه را می بشکنم

توبه دیرینه را می بشکنم
ساقیا، در ده شراب روشنم ۱

ساقیم، گر چون تو بت رویی بود
توبه چبود، مهر ایمان بشکنم ۲

وقتی آید عاشق از مستی خویش
آنکه زان می مست میرد، آن منم ۳

دامنم از گریه خون آلود چیست؟
من که با یوسف، به یک پیراهنم ۴

پرسیم «کاندر چه حالی، بازگوی؟»
اینک از اقبال تو جان می کنم ۵

هر نفس آهی کشم، وز روز بد
روزگار خویش را آتش زنم ۶

زندگی و مردن من چون ز تست
تهمت جان چیست، باری بر تنم؟ ۷

بار عشقت بس پذیرم منتی
بار سر گر کم کنی از گردنم ۸

گفت خسرو سوزشی دارد، از آنک
بلبل دامم، نه مرغ گلشنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۱ - هر شبی با گریه های خود خوشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۳ - دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.