هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و ارادت خود به دوست میگوید و بیان میکند که چگونه پیامش را به او میرساند، حتی اگر با فداکاری جانش باشد. او از درد فراق و غم دل میگوید و آمادگی خود را برای هرگونه فداکاری ابراز میدارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'کشته ای دل' و 'شمشیر تیز بر کش' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳۹۰ - از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
آنجا که اوست، باری خود را درون رسانم ۱
آن باد را که آرد از تو پیامم، ای جان
یک جان چه باشد او را، صد جان فزون رسانم ۲
گفتی که «خود مرا کس چون با کسی رساند»
گر در حضور باشی، دانی که چون رسانم ۳
جان می بری ز سینه، وز دل گرانی غم
تو دست خود مرنجان تا من برون رسانم ۴
گیرم جواب ندهی، دشنام گوی باری
تا من بدان تمنا دل را سکون رسانم ۵
آنجا که کشته ای دل، شمشیر تیز بر کش
تا سر نهم هم آنجا، هم خون به خون رسانم ۶
حکم ار کنی به مردن بر دیگران، تو دانی
لیکن اگر به محشر گویی، کنون رسانم ۷
آنجا که اوست، باری خود را درون رسانم ۱
آن باد را که آرد از تو پیامم، ای جان
یک جان چه باشد او را، صد جان فزون رسانم ۲
گفتی که «خود مرا کس چون با کسی رساند»
گر در حضور باشی، دانی که چون رسانم ۳
جان می بری ز سینه، وز دل گرانی غم
تو دست خود مرنجان تا من برون رسانم ۴
گیرم جواب ندهی، دشنام گوی باری
تا من بدان تمنا دل را سکون رسانم ۵
آنجا که کشته ای دل، شمشیر تیز بر کش
تا سر نهم هم آنجا، هم خون به خون رسانم ۶
حکم ار کنی به مردن بر دیگران، تو دانی
لیکن اگر به محشر گویی، کنون رسانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۹ - ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹۱ - جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.