هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنجهای عاشقانه و وجودی سخن میگوید. شاعر از فراق، ناامیدی، و تلخیهای زندگی مینالد و به عشق بهعنوان منبع درد اشاره میکند. همچنین، از تلاشهای بیثمر و ناامیدی از دنیا صحبت میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه متن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۳۹۸ - ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
جان را به می برید عدم فرد کرده ایم ۱
زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورد
دل را ز آب خورد جهان سرد کرده ایم ۲
نیک است هر بدی که کند کس به جای من
گر نیک و بد ز هر چه توان کرد کرده ایم ۳
تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟
روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم ۴
این سینه حریف که گردد ز خاک سیر
کردیم پر غبار و چه در خورد کرده ایم ۵
از بهر آن که تیره کنیم آب آسمان
دهر از غبار سینه پر از گرد کرده ایم ۶
نظارگیست چشم در این چرخ مهره باز
این کعبتین در خور آن نرد کرده ایم ۷
ای عشق، درد بخش که درمان مراد نیست
درمان جان خسرو از این درد کرده ایم ۸
جان را به می برید عدم فرد کرده ایم ۱
زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورد
دل را ز آب خورد جهان سرد کرده ایم ۲
نیک است هر بدی که کند کس به جای من
گر نیک و بد ز هر چه توان کرد کرده ایم ۳
تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟
روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم ۴
این سینه حریف که گردد ز خاک سیر
کردیم پر غبار و چه در خورد کرده ایم ۵
از بهر آن که تیره کنیم آب آسمان
دهر از غبار سینه پر از گرد کرده ایم ۶
نظارگیست چشم در این چرخ مهره باز
این کعبتین در خور آن نرد کرده ایم ۷
ای عشق، درد بخش که درمان مراد نیست
درمان جان خسرو از این درد کرده ایم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۷ - هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹۹ - رحمی که بر در تو غریب اوفتاده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.