خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عاشقانه، انتظار و بیتوجهی معشوق شکایت دارد، اما همچنان وفادار و امیدوار است. شعر پر از تصاویر عاشقانه و احساسات شدید است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اشارات مانند 'در خون دل' و 'شکستهوار' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳۹۹ - رحمی که بر در تو غریب اوفتاده ام
رحمی که بر در تو غریب اوفتاده ام
در خون دل ز دست تو چون جام باده ام ۱
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو بر باد داده ام ۲
از بهر نیم بوسه که بر پای تو دهم
یارب که چند بار به پایت فتاده ام ۳
آخر چه شد که چشم ببستی به روی من
زینسان که من به روی تو ابرو گشاده ام ۴
آن روز نیست کز تو نمی زایدم غمی
غم نیست، چون من از پی این روز زاده ام ۵
گفتی «دل شکسته بنه بر دو زلف من »
من خود شکسته وار بر این دل نهاده ام ۶
رو بر مراد خسرو دلخسته یک دمی
تا چند گوییم که ببین ایستاده ام! ۷
در خون دل ز دست تو چون جام باده ام ۱
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو بر باد داده ام ۲
از بهر نیم بوسه که بر پای تو دهم
یارب که چند بار به پایت فتاده ام ۳
آخر چه شد که چشم ببستی به روی من
زینسان که من به روی تو ابرو گشاده ام ۴
آن روز نیست کز تو نمی زایدم غمی
غم نیست، چون من از پی این روز زاده ام ۵
گفتی «دل شکسته بنه بر دو زلف من »
من خود شکسته وار بر این دل نهاده ام ۶
رو بر مراد خسرو دلخسته یک دمی
تا چند گوییم که ببین ایستاده ام! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۸ - ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۰ - تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.