هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر تجربیات و بینشهای عرفانی و فلسفی شاعر است. او از دنیا و مادیات آن دل کنده و به سمت فقر و قلندری روی آورده است. شاعر از تلاشهای بیثمر برای جمعآوری ثروت و حرص دنیوی سخن میگوید و بر بیارزشی زر و گوهر در مقابل خرد و معرفت تأکید میکند.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی زندگی برای فهم کامل دارد. همچنین، انتقادهای اجتماعی و نگاه عمیق به مسائل انسانی، مناسب مخاطبان بزرگسال است.
شماره ۱۴۰۰ - تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
رخت خرد به کوی قلندر کشیده ایم ۱
ای ساقی، از قرابه فرو ریز می که ما
خونابه ها ز شیشه اخضر کشیده ایم ۲
در حقه سفید و سیه بر بساط خاک
چون پر دغاست، باده احمر کشیده ایم ۳
فقر است و صد هزار معانی درو چو موی
آن را گلیم کرده و در سر کشیده ایم ۴
چون جیب حرص پر نشد از حاصل جهان
دامان همت از سر آن در کشیده ایم ۵
بر سنگ زن عیار زر، ایرا گلی ست زرد
چون در ترازوی خردش بر کشیده ایم ۶
خسرو نه کودکیم که جوییم سرخ و زرد
چون بالغان دل از زر و گوهر کشیده ایم ۷
رخت خرد به کوی قلندر کشیده ایم ۱
ای ساقی، از قرابه فرو ریز می که ما
خونابه ها ز شیشه اخضر کشیده ایم ۲
در حقه سفید و سیه بر بساط خاک
چون پر دغاست، باده احمر کشیده ایم ۳
فقر است و صد هزار معانی درو چو موی
آن را گلیم کرده و در سر کشیده ایم ۴
چون جیب حرص پر نشد از حاصل جهان
دامان همت از سر آن در کشیده ایم ۵
بر سنگ زن عیار زر، ایرا گلی ست زرد
چون در ترازوی خردش بر کشیده ایم ۶
خسرو نه کودکیم که جوییم سرخ و زرد
چون بالغان دل از زر و گوهر کشیده ایم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹۹ - رحمی که بر در تو غریب اوفتاده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۱ - خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.