هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر خود را خاک پای معشوق میداند و آرزوی فنا در راه او را دارد. او از معشوق میخواهد تا با نگاهی او را از خود بیخود کند و از نام و ننگ دنیا رها سازد. شعر پر از استعارههای زیبا و تصاویر شاعرانه است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبی برای درک کامل معانی شعر، این متن را برای مخاطبان با سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۴۰۲ - بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم ۱
گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز
باری بدین بهانه به نامت سمر شویم ۲
عقلم ز نام و ننگ خبر می دهد هنوز
بنمای یک کرشمه که تا بی خبر شویم ۳
شبها قرار نیست، دمی گر بود قرار
بادی وزد زلف تو زیر و زبر شویم ۴
ما را نماند خواب، رها کن که بعد از این
بر پات رو نهیم و به خواب دگر شویم ۵
ما را دگر مگوی که جای حواله نیست
دل کو که ناوک دگری را سپر شویم ۶
مقصود خسرو است ز تو یک نظر که تا
هر روز نیم کشته آن یک نظر شویم ۷
خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم ۱
گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز
باری بدین بهانه به نامت سمر شویم ۲
عقلم ز نام و ننگ خبر می دهد هنوز
بنمای یک کرشمه که تا بی خبر شویم ۳
شبها قرار نیست، دمی گر بود قرار
بادی وزد زلف تو زیر و زبر شویم ۴
ما را نماند خواب، رها کن که بعد از این
بر پات رو نهیم و به خواب دگر شویم ۵
ما را دگر مگوی که جای حواله نیست
دل کو که ناوک دگری را سپر شویم ۶
مقصود خسرو است ز تو یک نظر که تا
هر روز نیم کشته آن یک نظر شویم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۱ - خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۳ - می خواستم که روزه گشایم نماز شام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.