خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر خود را خاک پای معشوق میداند و آرزوی فنا در راه او را دارد. او از معشوق میخواهد تا با نگاهی او را از خود بیخود کند و از نام و ننگ دنیا رها سازد. شعر پر از استعارههای زیبا و تصاویر شاعرانه است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و نیاز به درک ادبی برای درک کامل معانی شعر، این متن را برای مخاطبان با سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۱۴۰۲ - بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم ۱
گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز
باری بدین بهانه به نامت سمر شویم ۲
عقلم ز نام و ننگ خبر می دهد هنوز
بنمای یک کرشمه که تا بی خبر شویم ۳
شبها قرار نیست، دمی گر بود قرار
بادی وزد زلف تو زیر و زبر شویم ۴
ما را نماند خواب، رها کن که بعد از این
بر پات رو نهیم و به خواب دگر شویم ۵
ما را دگر مگوی که جای حواله نیست
دل کو که ناوک دگری را سپر شویم ۶
مقصود خسرو است ز تو یک نظر که تا
هر روز نیم کشته آن یک نظر شویم ۷
خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم ۱
گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز
باری بدین بهانه به نامت سمر شویم ۲
عقلم ز نام و ننگ خبر می دهد هنوز
بنمای یک کرشمه که تا بی خبر شویم ۳
شبها قرار نیست، دمی گر بود قرار
بادی وزد زلف تو زیر و زبر شویم ۴
ما را نماند خواب، رها کن که بعد از این
بر پات رو نهیم و به خواب دگر شویم ۵
ما را دگر مگوی که جای حواله نیست
دل کو که ناوک دگری را سپر شویم ۶
مقصود خسرو است ز تو یک نظر که تا
هر روز نیم کشته آن یک نظر شویم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۱ - خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۳ - می خواستم که روزه گشایم نماز شام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.