خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و معنوی خود میپردازد. او از عشق به معشوق و ارتباط آن با عبادت و نماز سخن میگوید. همچنین، از تضاد بین بیقراری عاشق و آرامش معشوق و نیز از مفهوم روزه و عید در قالب استعارههای عرفانی استفاده کرده است.
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، مضامین عاشقانه و مذهبی آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۴۰۳ - می خواستم که روزه گشایم نماز شام
می خواستم که روزه گشایم نماز شام
سر بر زد آفتاب جهانسوز من ز بام ۱
با قامتی که سرو سهی گر ببندش
یک پا ستاده تا به قیامت کند قیام ۲
برداشت پرده از رخ و چون روز عرضه کرد
بر من نماز صبح به وقت نماز شام ۳
کردم سلام و سر بنهادم به روی خاک
هر چند سجده سهو بود از پی سلام ۴
ای عید روزگار، نهان کن رخ چو ماه
بر عاشقان خویش مکن روزه را حرام ۵
من بی قرار مانده و تو بر قرار خویش
درویش روزه بسته و حلوا هنوز خام ۶
روزه مدار چون لب تو پر ز شکر است
آزاد کن غلامی، ای خسروت غلام ۷
سر بر زد آفتاب جهانسوز من ز بام ۱
با قامتی که سرو سهی گر ببندش
یک پا ستاده تا به قیامت کند قیام ۲
برداشت پرده از رخ و چون روز عرضه کرد
بر من نماز صبح به وقت نماز شام ۳
کردم سلام و سر بنهادم به روی خاک
هر چند سجده سهو بود از پی سلام ۴
ای عید روزگار، نهان کن رخ چو ماه
بر عاشقان خویش مکن روزه را حرام ۵
من بی قرار مانده و تو بر قرار خویش
درویش روزه بسته و حلوا هنوز خام ۶
روزه مدار چون لب تو پر ز شکر است
آزاد کن غلامی، ای خسروت غلام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰۲ - بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰۴ - از طره تو جز ره سودا نیافتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.